ميرزا أحمد الآشتياني
77
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
عن الصادق عليه السّلام : يا نور كلّ نور ، و منتهى كلّ رغبة ، و ولىّ كلّ نعمة . [ الحديث 130 في دعاء يوم عرفة المروىّ عن الصادق عليه السّلام ] و فيه أيضا : في دعاء يوم عرفة المروىّ عن الصادق عليه السّلام بسند معتبر المتعالى في دنوّه ، المتدانى من كلّ شيء في ارتفاعه الّذي نفذ بصره في خلقه ، و حارث الأبصار بشعاع نوره . [ الحديث 131 في دعاء العهد ] و فيه أيضا : في الباب الحادى عشر دعاء يسمّى بالعهد المرويّ عن الصادق عليه السّلام بسند معتبر ( و فيه : ) اللّهمّ إنّي أسألك بوجهك الكريم ، و بنور وجهك المنير ، و ملكك القديم ، يا حىّ يا قيّوم ، أسألك باسمك الّذى أشرقت به السّماوات و الأرضون ، و باسمك الّذى يصلح به الأوّلون و الآخرون .
--> رغبت است ، يعنى هر ناقص علاقه بكمال دارد و حق سبحان عين كمالات است ، در حقيقت نهايت رغبتها و ميلهاست ) و صاحب و دهندهء هر نعمتى . ( 1 ) 130 - و نيز در همان كتاب : در دعاء روز عرفه كه بسند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده ( اينست كه فرمود : خدائى كه ) برتر است از همه موجودات بذات مقدسش در عين شمول فيضش تمامى موجودات را ، نزديك است بهر چيزى ( بفيض و رحمتش ) در عين برترى ذاتش ، خدائى كه گذرا است بينش او در تمام خلق ( چون بذات خود محيط است و شهود اشياء مىكند نه بآلتى ) و نگاهدارندهء چشمهاست بفيض وجودش ( چون شعاع نور ذات خداوند عبارت از وجودى است كه به تمام اشياء افاضه فرموده چنانچه در دعاء كميل است : « و بنور وجهك الذى اضاء له كل شىء » يعنى بنور ذات مقدس تو كه بواسطهء او روشن گرديده تمام ماهيات موجودات ، و چون موجودات ماديه و مجرده غير متناهى هستند پس چشمهاى سرها و بصيرت دلها به آنها احاطه نكند و سرگشته و حيران ماند ) . ( 2 ) 131 - و نيز در همان كتاب : در باب يازدهم دعائيست كه بدعاء عهد ناميده شده و از حضرت صادق عليه السّلام بسند معتبر روايت شده ( و در آن دعاء است : ) خداى من سؤال ميكنم از تو بذات مقدس تو كه محترمترين ذاتهاست ، و بنور وجود مقدست كه تمامى ماهيات را از ظلمت عدم پديدار و ظاهر نمودهاى ، و به پادشاهى ازلى و دائمى تو ، اى ذات مقدسى كه ذاتت عين حيات است ، اى ذات مقدسى كه بذات خود بر جا و نگاهدارندهء موجوداتى ، سؤال ميكنم از تو بنام مقدس تكوينى و فيض مقدس تو كه آسمانها و زمينها به آن روشن گرديد ، و بنام مقدست كه نظام وجود از گذشتهها و آيندهها به آن باقى و